X
تبلیغات
راه مبــــــــــــین

راه مبــــــــــــین

 

بياييد...بياييد تا با هم سيري كوتاه بر كتاب مبين رسول الله داشته باشيم،واقعا چقدر از اين كتاب آسماني مي دانيم؟آيا تا حالا فكر كرده ايم؟پس بياييد تا در كنار هم و با كمك هم ذره اي از اين نورالهي را بر دريچه قلبمان راه دهيم.

ابتدا با ظاهر آيات آشنا شويم و بعد كم كم به بحث هاي قرآني...في المثال در مورد:خوردن،آشاميدن،پوشيدن،حجاب،گفتار ،رفتارو...حتي سياست.

 

c((...وَنَزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَئٍ وَ هُدًي وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَي لِلْمُسْلِمِين))

 

 

شناسنامه،محتوا و فضيلت سوره ها

حمــــــد 

بقــــــره 

آل عمـــران 

نســــــاء

مائـــــده

انعــــــام

اعـــــراف

انفــــــال

توبــــــه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم دی 1389ساعت11:5توسط پرتو | |

ولادت مولا امیر المومنین(ع)

تجلی گـــاه رحمــت بیت حـــی داوری کعبـــــهمطاف او لیا تا صبح روز محشری کعبـــــــه

بهشت دل صفــای جان هر پیغمبــــری کعبـــــهولی امشب ز شب های دگر زیباتری کعبــــــه

گهی جان میدهی بر تن گهی دل میبری کعبــــهببر دل ز آنکه امشب زادگاه حیــــــــدری کعبه

درونت گشته چون قلب محمد(ص)منجلی امشبهمه دور تو میگردند و تو دور علـــــی امشب

به عشق مرتضی ای کعبه امشب عشق بازی کنعلــــــی از تو تو از یاران مولا دلنوازی کن

کنار صاحبت از کل هســــتتی بی نیـــــازی کـنببال امشب به خودتا صبح محشر سرفرازی کن

ثنــــــای شیـــــر حـق آغاز با صوت حجازی کنحرم دورت بگردم از علــی مهمان نوازی کن

یم اســــــرار حــــق را از صــدف دردانه پیدا شددرون خانه امشب روی صاحب خانه پیدا شد

 

هر قدر از وصف مولایمان بگوییم کم است!!!فقط و تنها فقط الحمدولله که شیعه و محب آن حضرت هستیم و اینکه هر تعداد یا ایها الذین امنوا در قرآن آمده خطاب به ما پیروان آن حضرت است،به امید روزی که کلمات آن ناطق قرآن را سرمشق و پیشرو راه عملی خود بکنیم

این شب عزیز را هم به تمام پدران جامعه که همشون دلسوز مهربانانه برای ما تلاش می کنند تبریک میگم وامیدوارم که فرزندان صالحی برای آنها باشیم

و همچنین به تمام دوستانی که این 3 روز را با خودشون خلوتی میگیرند و میرند اعتکاف که با مولاشون بیعتی دوباره  ببندند التماس دعا دارم....هم وبلاگیتون یادتون نره ها!!!!!!

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت14:11توسط پرتو | |

میلاد جواد الائمه

دانش بجویید زیرا که طلب دانش واجب است و جستجوی از آن مستحب و آن موجب پیوند    میان برادران می باشد و نشانه مروت و شخصیت و ارمغان مجالس و یار سفر و انیس در غربت.امام جواد(ع)البحار۷۸/۸۰

 

فرخنده میلاد امام محمد تقی{{جوادالائمه (ع)}}بر همگان مبارک

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت16:56توسط پرتو | |

شب آرزوها

الهی اگر آرزو شوی بهترین آرزویی و اگر به تو امید بسته شود بهترین امیدی (امام علی (ع))


هر کس به چیزی امیدوار باشد برای رسیدن به آن فعالیت می کند و هر کس از چیزی بترسد از آن فرار می کند (امام صادق(ع))


یگانه تسکین دهنده آرزوها دو چیز است:صبر و امید (الکساندر دوما)


امید همان قدر برای انسان اهمیت دارد که بال برای پرندگان (ویکتور هوگو)


فقط پارو بزن و اجازه بده خداوند قایقت را هدایت کند (دکتر ران بی)


خدایا دلم پر از آرزوهای بزرگ است و دستم خالی،یا به کرامت دستم را پر کن و یا دلم را از آرزوها خالی کن (کورش)


همه سخنان بزرگان را گفتم که بگم همه اونهام می خواستند اینو بگند طبق آیه 53 زمر {{لا تقنطوا من رحمه الله}} از رحمت الهی نا امید نشوید

چون خود گفتی که ناامیدی کفر است     فرمان تو بردم و امید آوردم (ابوسعید ابوالخیر)
چو نومید گردد ز یزدان کسی     از او نیک بختی نباید بسی (فردوسی)

امیدوارم به همه آرزوهاتون برسید فقط سخن امام صادق (ع)را فراموش نکنید که گفتند:آنچه که رسیدنت به آن محال است آرزو مکن.

حالا آرزو کن......راستی اصل کار را یادت نره ها........آره همون فرج آقا.......حالا آرزو کن......

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت18:50توسط پرتو | |

aihnj hlhl ihnd jsgdj fhn

 

شهادت امام هادی تسلیت باد.

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت18:26توسط پرتو | |

آفت کار دلبستگی نداشتن به آن است      (امام رضا(ع))

دانستن خوب است ولی توانستن بهتر      (کایبل)

بدترین و خطرناکترین جملات این است:همه این جورند   (لئوتولستوی)

انسانها شکست نمی خورند بلکه تلاش خود را متوقف می کنند     (الیهورت)

اگر ناامید باشید،فقط هدف را باخته اید،اما آدم مردد هم هدف را می بازد و هم زمان را

کسی که می خواهد به همه چیز برسد به هیچ چیز نخواهد رسید    (مثل انگلیسی)

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت19:13توسط پرتو | |

قطره اي از درياي فضايل

 

رسول خدا(ص) فرمودند:اگر تمامي حسن و كمالات در شخصي تجسم يابد،هر آينه او فاطمه(س) خواهد بود،بلكه فاطمه(س) از تمامي حسن و كمال بالاتر است.به درستي كه فاطمه از نظر شرافت و كرامت بهترين اهل زمين است.

 

اي ام ابيها،اي سرور زنان اهل عالم،اي بهترين اهل زمين،اي حوريه انساني،اي تجلي بوي بهشت،اي........درست است قدر شما را نشناختيم و درست است كه فكر كوتاه بشري به عمق معرفت يگانه هستي شما نمي رسد ولي ما را در الگو نگه داشتن شما تنها نگذاريد..........ميگند شما مادر همه هستيد!!!!!در يك جمله،مادرم هميشه هميشه باهام باش حتي يك لحظه هم تنهام نذار !!تنهام نذار كه توي اين زمونه خيلي بهت نياز دارم....

نور چشم پيامبر ميلادت مبارك

+نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت14:2توسط پرتو | |

                 فاطــــــــمه

خدا را تجــلاي ديگر مباركــــ      نشاط و سرور پيمبــر مباركــــ

تبسم به لب هاي حيدر مباركـــ      به افلاك توحيد،محور مباركـــ

به سادات ميلاد مـــادر مباركـــ     به قرآن بگوييد كوثـــر مباركـــ

                 گل باغ عصمت فداهاخوش آمد

                  جمال خدا روح طاهاخوش آمد

پيمبر بود محو خورشيد رويش        خديجه شده مات حسن نكويش

درودخدا باد بر خلق و خويش     نيازآورد صد چو رضوان بسويش

ملك راست ذكرودعا گفتگويش        محمد(ص)محمد(ص)ببوسش ببويش

                  كه آيات نـــور است محو جمالش

                 كمال است مبهوت فضل و كمالش

به گردون بگوييد اين محورتوست   به حوا بگوييد اين سرور توست

به آدم بگوويد اين مادر توست      به حيدر بگوييد اين همسر توست

به احمد بگوييد اين دختر توست     به قرآن بگوييد اين كوثر توست

                  به فردوس گوييد افتد به پايش

                  به جبريل گوييد گويد ثنايش

+نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت13:59توسط پرتو | |

     كبوتر

غروب روز دلگيري،دلم غرق پريشاني

هوا هم مثل چشمم سرخ بود و خيس و باراني

من و دلتنگي و غربت دلي غرق پريشاني

نمي دانستم از كي آمدم بيرون،كجا هستم

آخه، نمي شد پيش اين مردم نشست و درد و دل كرد

نمي شد قفل غم ها را شكست و درد و دل كرد

كه ناگه آمد از نزديكي ام آواي زيباي دل انگيزي

كه گويي بند بر اين رشته هاي پاره ميزد

تو گويي كه خدا از عرش بهر هر كسي كه گشته آواره  ميزد

و يا از بهر هر بيچاره اي ميزد

نمي دانستم از كي آمدم بيرون كجا هستم دلم پر غم

كه ناگه ديدم آنجا را

ز بسگه غرق غم بودم

 نفهميدم چگونه نزديك حرم بودم

و نزديك اذان بود

و آواي دل انگيزي كه گويي حق از عرش بهر مردم بيچاره ميزد

اذان بود و حرم نقاره ميزد

دلم طاقت نياورد ايستاده نه، به روي سنگ فرش صحن افتادم

صدا دادم سلام اي ضامن آهو

ببين بيچاره ام آقا

برس بر داد من آقا كه من بيچاره ام آقا

كه ناگه يك كبوتر با صداي بالهاي خود سكوتم را شكست

كبوتر ناز و سرمست كنار حوض آن صحن حرم بنشست

كبوتر تشنه بود و آب ميخورد

دل من بين سينه تاب مي خورد

صدايش كردم و گفتم كبوتر خوش به حالت

چه جايي مي زني پر خوش به حالت

دلم مي خواست آقا مثل تو اينجا به من هم لانه مي داد

خودش با دست هاي مهربانش به من هم دانه مي داد

دلم مي خواست من هم مثل تو پرواز مي كردم

به روي گنبد زردش پرم را باز مي كردم

و يا با بال هايم پرچم سبز حرم را ناز مي كردم

كبوتر دارم از تو يك سوالي

كبوتر راستي جايي جز اين صحن و سرا رفتي

اگر رفتي بگو كه تا كجا رفتي

چه مي داني كه دردم چيست

اصلا تا به حالا تو به عمرت كربلا رفتي

كبوتر از سر شب تا كنون در فكر آنجايم

اگر كه جان ندادم چونكه پيش آقايم

كبوتر تويي كه لانه ات بر عرش دنياست

تويي كه صاحبت فرزند زهراست

برو پيشش بگو آقا گدايت بي قرار است

از آن روزي كه رفته كربلا چشم انتظار است

برو پيشش بگو آقا گدايت سخت اند شور و شين است

برو پيشش بگو آقا گدايت سخت دلتنگ حسين است

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت12:8توسط پرتو | |

وســواس خـنــــاس

 

وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ *

 أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ *

 

و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد و بر آنچه مرتكب شده‏اند با آنكه مى‏دانند [كه گناه است] پافشارى نمى‏كنند (135) آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهايى است كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نيكوست (136) آل عمران

 

در كتاب امالي صدوق از امام صادق (عليه‏السلام‏) حديثي پر معني نقل شده كه خلاصه آن چنين است: هنگامي كه آيه فوق نازل شد و گناهكاران توبه كار را به آمرزش الهي نويد داد ابليس سخت ناراحت شد، و تمام ياران خود را با صداي بلند به تشكيل انجمني دعوت كرد آنها از وي علت اين دعوت را پرسيدند، او از نزول اين آيه اظهار نگراني كرد، يكي از ياران او گفت: من با دعوت انسانها به اين گناه و آن گناه تاثير اين آيه را خنثي ميكنم، ابليس پيشنهاد او را نپذيرفت، ديگري نيز پيشنهادي شبيه آن كرد كه آنهم پذيرفته نشد، در اين ميان شيطاني كهنه كار بنام وسواس خناس! گفت من مشكل را حل ميكنم، ابليس پرسيد: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده‏ها و آرزوها آلوده به گناه مي‏كنم، و هنگامي كه مرتكب گناهي شدند ياد خدا و بازگشت به سوي او را از خاطر آنها مي‏برم، ابليس گفت راه همين است، و اين ماموريت را تا پايان دنيا بر عهده او گذاشت!

پس جدي مواظب وسواس خناس باشيد!!!!!!توي درگيري هايي كه باهاش داريم سعي كنيم حداقل كمتر شكست بخوريم و به قول دوستان كله پا نشيم.

+نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت13:37توسط پرتو | |

يافاطمه زهرا

چرا در بين ما اين جا افتاده كه امام علي(ع) در جريان به جراحت رسيدن فاطمه زهرا(س) هيچ كاري نكرد!!!

....بعد از آنكه عمر تازيانه  را بلند كرد و به بازوي آن حضرت زد و آن حضرت صدا زد ((يا رسول الله،ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتاري كردند))!

علي(ع)ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد.ولي سخن پيامبر(ص) و وصيتي را كه به او كرده بود به ياد آورد و فرمود:{اي پسر صهاك،قسم به آنكه محمد را به پيامبري مبعوث نمود،اگر نبود مقدري كه از طرف خداوند گذشته و عهدي كه پيامبر با من نموده است مي دانستي كه تو نمي تواني به خانه من داخل شوي}!

عمر كمك خواست.مردم هم آمدند تا داخل خانه شدند و اميرالمومنين(ع)هم سراغ شمشيرش رفت.قنفذكه نزد ابوبكر برگشته بود در حالي كه ميترسيد علي(ع)با شمشير سراغش بيايد چرا كه شجاعت و شدت عمل ان حضرت را مي دانست.

ابوبكر به قنفذ گفت:)) برگرد،اگر از خانه بيرون آمد دست نگه دار و گرنه در خانه اش به او هجوم بياور،و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بكشيد))!

قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. علي (ع)سراغ شمشيرش رفت ولي آنان زودتر به طرف شمشير آن حضرت رفتند،و با عده زيادشان بر سر او ريختند.عده اي شمشيرها را به دست گرفتند و بر آن حضرت حمله ور شدند واو را گرفتند و بر گردن او طنابي انداختند!!و بعد بقيه اتفاق ها!!!!

برگرفته از كتاب سليم بن قيس هلالي

+نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت9:45توسط پرتو | |

خلوت شبانه

 

به پیامبر وحی رسید...که شب را به عبادت بیدار باش....بعد تخفیف داده شد.....

 {{(يا ايها المزمل) اي جامه به خود پيچيده! (قم الليل الا قليلا) شب را، جز كمي، به پا خيز!  (نصفه او انقص منه قليلا) نيمي از شب را، يا كمي از آن كم كن. (او زد علیه ورتل القرآن ترتيلا) يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تامل بخوان

دومرتبه آسونترش کرد......

( ثلثي الليل و نصفه و ثلثه) دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن......فقط هم مخصوص پیامبر نبودا !!! (ان ربك يعلم انك تقوم ادني من ثلثي الليل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذين معك و الله يقدر الليل و النهار).

     دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است   

                  بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

حالا خداییش کدوم هامون شب بیدار می مونیم!!!بحثش که شد یکی گفت:بابا نماز صبح هامون اگه قضا نشه گل کاشتیم،یکی گفت بین طلوعین هم نمی تونیم بیدار باشیم تازه برسه به شب! اگه هنر کنیم که صبح ها بیدار باشیم تو روز همش در حال چرتیم....ولی هیچ کس هواسش نبود که خدا گفته بود (فاقرءوا ما تيسر من القرآن) بعدش هم دومرتبه تکرار کرده بود  (فاقرءوا ما تيسر منه)  یا اینکه امام علی(ع)گفته بودند خودتون را اجبار به امور بعضی از کارها بکنید..............تاکی می خواییم این طور باشیم؟؟!!

در مناجات های خدا با موسی عمران (ع) آمده است که:ای پسر عمران دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد ولی چون شب او را فرا می گیرد می خوابد آیا هر محبی خلوت حبیبش را دوست ندارد!!!!..........خداییش دروغگوییم ها !!!!!! البته خودما میگم.

ای پسر عمران این منم که به دوستان خود می نگرم،چون شب آنها را فرا می گیرد چشمانشان را از راه قلب به سوی خودم بر می گردانم و عقوبتم را در مقابل چشمانشان متمثل می کنم و ایشان چنان خطابم می کنند که گویی مرا می بینند و چنان با من تکلم می کنند که گویی در حضورم ایستاده اند.

ای پسر عمران!در تاریکی شب خضوع قلب،خشوع بدن،اشک چشمانت را نثار من کن تا مرا نزدیک بیابی ! 

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت12:29توسط پرتو | |

(ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك علي الله يسير).

(هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در جانتان روی ندهد مگر پیش از آنکه آنرا پدید آوریم در کتابی ثبت است،همانا این بر خدا آسان است)22حدید

 

خداوند براي تاكيد بيشتر در زمينه عدم دلبستگي به دنيا، و شاد نشدن به اقبال آن، و غمگين نگشتن به ادبار آن، مي‏افزايد: هيچ مصيبتي در زمين و در وجود شما واقع نمي‏شود مگر اينكه همه آنها قبل از آنكه شما و زمين را  بيافرينيم در كتاب (لوح محفوظ) ثبت است، و اين امر براي خداوند آسان است (ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك علي الله يسير).

آري مصائبي كه در زمين رخ مي‏دهد همچون زلزله‏ها و سيلها و طوفانها و آفات مختلف، و همچنين مصائبي كه در نفوس انسانها واقع مي‏شود مانند مرگ و ميرها، و انواع حوادث دردناكي كه دامان انسان را مي‏گيرد همه آنها از قبل مقدر شده است، و در لوح محفوظ ثبت است.

ولي بايد توجه داشت كه مصائبي كه در اين آيه به آن اشاره شده، تنها مصائبي است كه به هيچوجه قابل اجتناب نيست و مولود اعمال انسانها نمي‏باشد (و به تعبير ديگر حصر در اينجا حصر اضافي است).

شاهد اين سخن آنكه در آيه 30 سوره شوري مي‏خوانيم: و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفوا عن كثير: هر مصيبتي به شما رسد به خاطر اعمالي است كه انجام داده‏ايد، و بسياري را نيز عفو مي‏كند! با توجه به اينكه آيات يكديگر را تفسير مي‏كنند، هنگامي كه اين دو آيه در برابر هم قرار گيرد نشان مي‏دهد مصائبي كه دامنگير انسان مي‏شود بر دو گونه است: مصائبي است كه مجازات و كفاره گناهان او است و اين مصائب بسيارند، ظلمها، بيدادگريها، خيانتها، انحرافات و ندانم كاريها و امثال آن سرچشمه بسياري از مصائب خود ساخته ما است.

ولي بخشي از مصائب است كه ما هيچگونه نقشي در آنها نداريم و به صورت يك امر حتمي و اجتناب ناپذير دامان فرد يا جامعه‏اي را مي‏گيرد، حساب اين دو از هم جدا است، و لذا بسياري از انبياء، و اولياء و صلحاء گرفتار اينگونه مصائب مي‏شدند، اين مصائب فلسفه دقيقي دارد كه در بحثهاي خداشناسي و عدل الهي و مساله آفات و بلاها به آن اشاره كرده‏ايم.

لذا در حديثي مي‏خوانيم: هنگامي كه امام علي بن الحسين (عليهماالسلام‏) را با غل و زنجير وارد مجلس يزيد كردند يزيد رو به امام (عليه‏السلام‏) كرد و آيه سوره شوري را خواند: ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم (و مي‏خواست چنين وانمود كند كه مصائب شما خانواده نتيجه اعمال خودتان است، و از اين طريق زخم زبان بزند) اما امام فورا كلام او را نفي كرد و فرمود: كلا، ما نزلت هذه فينا، انما نزلت فينا: ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها: چنين نيست، اين آيه در باره ما نازل نشده، آنچه در باره ما نازل شده آيه ديگري است كه مي‏گويد: هر مصيبتي در زمين يا وجود شما رخ دهد پيش از آفرينش شما در لوح محفوظ ثبت شده است (و فلسفه و حكمتي دارد).

بحث مشروحتري در اين زمينه ذيل همان آيه 30 سوره شوري داشته‏ايم.

شاگردان مكتب ائمه اهلبيت (عليهم‏السلام‏) نيز همين معني را از آيه فهميده‏اند، چنانكه نقل مي‏كنند هنگامي كه سعيد بن جبير را نزد حجاج آوردند و تصميم به قتل وي گرفت مردي از حضار گريه كرد، سعيد گفت: چرا گريه مي‏كني؟ در پاسخ گفت به خاطر اين مصيبتي كه براي تو پيش آمده، گفت گريه نكن اين در علم خدا بوده است كه چنين شود، آيا نشنيده‏اي كه خداوند مي‏فرمايد: ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها.

البته تمام حوادثي كه در عالم رخ مي‏دهد در لوح محفوظ و علم بي‏پايان خداوند ثبت است، و اگر در اينجا تنها اشاره به مصائب واقع در زمين و نفوس انساني شده به خاطر اين است كه موضوع سخن همين معني بوده، و چنانكه خواهيم ديد نتيجه‏گيري در آيه بعد از همين موضوع مي‏شود.

ضمنا جمله ان ذلك علي الله يسير اشاره به اين است كه ثبت و حفظ اينهمه حوادث در لوح محفوظ با كثرت فوق العاده‏اي كه دارد براي خداوند آسان است.

و منظور از لوح محفوظ علم بي‏پايان خداوند است، و يا صفحه جهان خلقت و نظام علت و معلول كه آن نيز مصداق علم فعلي خداوند است (دقت كنيد). (تفسیر نمونه)

+نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت10:31توسط پرتو | |

(لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و الله لا يحب كل مختال فخور)

(تا برآنچه از دست شما رفته است اندوه نخورید و بدانچه به ما داده سرمست نباشید،و خدا هیچ خودخواه فخرفروش را دوست نمی دارد)23حدید

 

اكنون ببينيم فلسفه تقدير اين مصائب در لوح محفوظ و سپس بيان اين حقيقت در قرآن چيست؟ آيه بعد پرده از روي اين راز مهم برداشته، مي‏گويد: اين براي آن است كه به خاطر آنچه از دست داده‏ايد غمگين نشويد، و به آنچه خداوند به شما داده شاد و دلبسته نباشيد (لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم).

اين دو جمله كوتاه در حقيقت يكي از مسائل پيچيده فلسفه آفرينش را حل مي‏كند، چرا كه انسان هميشه در جهان هستي با مشكلات و گرفتاريها  و حوادث ناگواري روبرو است، و غالبا از خود سؤال مي‏كند: با اينكه خداوند مهربان و كريم و رحيم است اين حوادث دردناك براي چيست؟! قرآن مي‏گويد: هدف اين بوده كه شما دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشيد.

منظور اين بوده كه موقعيت اين گذرگاه و پلي كه نامش دنيا است، و همچنين موقعيت خودتان را در اين جهان گم نكنيد، دلباخته و دلداده آن نشويد، و آنرا جاودانه نپنداريد كه اين دلبستگي فوق العاده بزرگترين دشمن سعادت شما است، شما را از ياد خدا غافل مي‏كند و از مسير تكامل باز مي‏دارد.

اين مصائب زنگ بيدار باشي است براي غافلان و شلاقي است، بر ارواح خفته، و رمزي است از ناپايداري جهان، و اشاره‏اي است به كوتاه بودن عمر اين زندگي.

حقيقت اين است كه مظاهر فريبنده اين دار الغرور زود انسان را به خود جذب و سرگرم، و از ياد حق غافل مي‏كند، ناگهان بيدار مي‏شود كه كاروان رفته، و او در خواب، و بيابان در پيش.

اين حوادث كه هميشه در زندگي بوده و هميشه خواهد بود، و حتي پيشرفتهاي عظيم علم هم نتوانسته و نخواهد توانست جلو حوادث دردناكي همچون زلزله‏ها، طوفانها، سيلها و بيماريها و امثال آنرا بگيرد درسي است از بي‏مهري زمانه رسوا و به انسان فرياد مي‏زند: اين دشت خوابگاه شهيدان است فرصت شمار وقت تماشا را! اين بدان معني نيست كه انسان به مواهب الهي در اين جهان پشت پا بزند، و يا از آنها بهره نگيرد، مهم اين است كه اسير آن نگردد، و آنرا هدف و بهره اصلي خود نشمرد.

قابل توجه اينكه در مورد آنچه از دست مي‏رود تبديل به فاتكم (از شما فوت شده) مي‏كند، اما در مورد مواهب و نعمتهاي به دست آمده آنرا به خدا نسبت مي‏دهد و بما آتاكم مي‏گويد، چرا كه فوت و فنا در ذات اشياء افتاده است، اين وجود است كه از فيض خداوند سرچشمه مي‏گيرد.

آري اين مصائب شكننده تفاخر و غرور است، لذا در پايان آيه مي‏افزايد: خداوند هيچ متكبر فخرفروشي را دوست ندارد (و الله لا يحب كل مختال فخور).

مختال از ماده خيال گرفته شده و به معني متكبر است، زيرا تكبر از خيال فضيلت، و پندار برتري بر ديگران، پيدا مي‏شود، و فخور صيغه مبالغه از ماده فخر به معني كسي است كه بسيار بر ديگران فخرفروشي مي‏كند.

تنها كسي گرفتار اين حالات مي‏شود كه مست ناز و نعمت گردد، ولي وجود آفات و مصائب براي آنها كه قابل بيداري و هدايتند اين مستي و آثار آن را از بين مي‏برد.

افراد با ايمان با توجه به اصل فوق هنگامي كه به نعمتي از سوي خدا مي‏رسند خود را امانتدار او مي‏دانند، نه از رفتن آن غمگين مي‏شوند نه از داشتن آن مست و مغرور، در حقيقت آنها خود را همچون مسئولان بيت المال مي‏دانند كه يكروز اموال زيادي را دريافت، و روز ديگر هزاران هزار پرداخت مي‏كنند، نه از دريافتش ذوق زده مي‏شوند و نه از پرداختش غمگين.

و چه تعبير جالبي دارد امير مؤمنان علي (عليه‏السلام‏) در باره همين آيه آنجا كه مي‏گويد: الزهد كله بين كلمتين من القرآن: قال الله تعالي لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم ياس علي الماضي، و لم يفرح بالاتي فقد اخذ الزهد بطرفيه!: تمام زهد در ميان دو جمله از قرآن است، آنجا كه خداوند متعال مي‏فرمايد: اين براي آن است كه به خاطر آنچه از دست داده‏ايد غمگين نشويد، و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد، بنابراين هر كس بر گذشته تاسف نخورد و به آنچه در دست دارد دلبسته نباشد، زهد را از هر دو طرف در اختيار گرفته.

نكته ديگر اينكه توجه به اين اصل كه ناكاميها با زندگي انسان از آغاز عجين بوده، و طبق سنت حكيمانه‏اي مقدر شده است، و دنيا پيوسته فراز و نشيب دارد، انسان را براي تحمل شدائد شجاع و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم مي‏سازد، به او آرامش خاطر مي‏دهد، و از بيتابيها و جزع مانع مي‏گردد.

ولي باز تاكيد مي‏كنيم اين تنها در مورد مصائب غير قابل اجتناب است، و گرنه مصيبتها و ناكاميهائي كه تنها معلول گناهان و سهل‏انگاري خود انسان است از اين بحث خارج مي‏باشد و راه مقابله با آنها موضعگيري صحيح در برنامه‏هاي زندگي است. (تفسیر نمونه)

 

سرگذشتي كه بعضي از مفسران آورده‏اند در مورد آیه 23 و 22 سوره حدید:

 قتيبة بن سعيد مي‏گويد: وارد يكي از قبايل عرب شدم، صحرائي ديدم پر از شتراني كه همه مرده بودند كه به شماره در نمي‏آمد، در آنجا پير زني بود، پرسيدم اين شتران از آن كه بوده است؟ گفت: آن پيرمرد را كه بالاي آن تل مي‏بيني كه نشسته و پشم مي‏تابد، به سراغ او آمدم، گفتم: اينها همه از آن تو بوده؟! گفت: بنام من بوده است! گفتم: چه شده كه به اين روزگار افتاده‏اند؟ او در جواب (بي آنكه اشاره‏اي به آفت و علت مرگ و مير آنها كند) گفت: آنكس كه داده بود گرفت، گفتم: (ناراحت نيستي و) در اين باب چيزي گفته‏اي؟ گفت: بلي، اين دو بيت را گفته‏ام: لا و الذي انا عبد من خلائقه و المرء في الدهر نصب الرزء و المحن ما سرني ان ابلي في مباركها و ما جري من قضاء الله لم يكن! سوگند به آنكس كه من بنده‏اي از مخلوقات او هستم - كه انسان در دنيا هدف مصائب و محنتها است.

+نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت10:18توسط پرتو | |

يكي از پايه هاي مهم اقتصاد اسلامي كار است:

اسلام براي كارهاي توليدی به ويژه كشاورزي، و دامداري و كارهاي توزيعي خصوصاً كسب و تجارت اهميت بسيار قائل است و متقابلاً از بيكاري و تنبلي و سهل انگاري بشارت نهي كرده است. اسلام فقر فردي و فقر اجتماعي را مرضي مهلك و نابود كننده ي دنيا و آخرت مي داند و با تاكيد بسيار از پيروان خود مي خواهد كه آن را ريشه كن سازند. اميرمومنان علي عليه اسلام مردمي كه را كه آب و زمين داشته باشند و بتوانند فقر را ريشه كن سازند و كوتاهي كنند نفرين كرده: (من وجدمأ اوكنرا با ثم افتقرفا بعده الله)

امام باقر عليه السلام كسي را كه عمر خود را به بيكاري بگذراند به مردار تشبيه كرده است و او را مبغوض ترين افراد نزد خداوند مي داند: جيفه با لليل و بطال بالنهار)

امام صادق عليه السلام بيكاري را از جانب شيطان مي داند هنگامي كه نزد آن بزرگوار شخصي را نام بردند و گفتند او بي كار است، سه بار فرمود: انه من عمل الشيطان

از نظر اسلام افرادي كه بتوانند كار كنند و به بيكاري بگذرانند و سربار جامعه باشند مورد بي اعتنايي خدا هستند و دعايشان مستجاب نمي شود. و درارتزاق آنان از بيت المال جايز نيست و در آخر نيز رسوا و دوزخي خواهند بود.

در قرآن كريم آيات بسياري است كه بما مي آموزد: خد اوند جهان را براي انسان مسخر ساخته و به او نعمت و قدرت و سلامتي و توانايي كار و عقل و بينش و … عنايت كرده است كه بايد از آنها استفاده كند و به كار و كوشش بپردازد. (الم تروا ان الله سخر لكم ما في السموات و ما في الارض و السبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه)

ور در برخي آيات امر به كار نموده:

(وا تبغ فيما اتاك الله الدار الاخره و لا تنس نصيبك من الدنيا)

در آنچه خداوند بتو عطا كرده سراي آخرت را بجوي و بهره ي خود را از دنيا نيز فراموش نكن.

هو الذي جعل لكل الارض ذنلولافامشوا في منا كبها و كلوا من رزقه و اليه النشور)

اوست خدايي كه زمين را براي شما رام ساخته پس بر روي آن حركت كنيد و از نعمتهاي آن برخوردار شويد و بازگشت بسوي خداست در قرآن، كار شايسته – عمل صالح – تنها به كارهايي كه مربوط به آخرت است گفته نمي شود. بلكه شايد در برخي از موارد به كارهاي دنيوي نيز اطلاق مي شود. بيش از پانصد مورد در قرآن كريم به كار مربوط مي شود. خداوند حيات پاكيزه را نتيجه ي كار و زيان بدبختي را نتيجه تنبلی مي شمارد.

رسول اكرم (ص) مردم را به كار تشويق مي فرمودند و به كارگران بسيار احترام مي نهادند در (اسدالغابه) مي خوانيم كه آن بزرگوار است، كارگري را بوسيد سپس دست او را بلند كرد و فرمود: اين دست را خدا و پيامبر خدا دوست دارد. اهميت كار در اسلام به حدي است كه در آيين مقدس اسلام، كار واجب كفايي مصوب مي شود.

يعني اگر كاري موردنياز جامعه باشد و كسي نباشد كه آن را انجام دهد بر همه ي مسلمانان واجب است اقدام كنند تا آن كار رواج پيدا كند.

نكته اي در مورد كار كه از ويژگي اسلام محسوب مي شود

اسلام با آنكه سود كار را ملك كارگر دانسته و مالكيت فردی را امضاء كرده است در عين حال كار و كارگر و سود كار بلكه همه جهان را ملك خداي متعال مي داند آن هم بصورت (مالك حقيقي) نه (ملك اعتباري). اسلام مالكيت فردي را امضاء كرده است ولي اين يك اعتبار و حق اختصاصي بيش نيست و معناي آن اين است كه ديگري نمي تواند بدون اجازه او در آن تصرف كند، ولي مالكيت خداوند، (مالكيت عليت) است، يعني جهان همه وابسته به ذات مقدس اوست.

تاثير كار بر انسان

كار، سازنده و بيكارگي و تنبلي فاسد كننده آن است لذا ارزش كار نه صرفاً از جهت كسب درآمد با شكوفائي اقتصادي بلكه همچنين در تاثيري است كه بر انسان مي گذارد.

يكي از دانشمندان مي گويد: بعد از ديانت، مدرسه اي بهتر از مدرسه كار براي تربيت انسان ساخته نشده است.

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت12:1توسط پرتو | |